در این سایت نکات مربوط به گرامر انگلیسی بطور کامل قرار داده می شود تا داوطلبان آزمون های بین المللی و زبان آموزان بتوانند نسبت به این مقوله آگاهی بیشتری کسب نمایند.
| برای بیان زمان حال |
| زمان حال ساده اگر به همراه بسیاری از افعال غیر کنشی (non-action verb) بکار رود به زمان حال اشاره دارد مخصوصاً اگر این افعال بیانگر حالت یا شرایط باشند. بسیاری از این افعال امتدادپذیر هستند و دارای نقطه آغازین و پایانی نیستند. |
برچسب: زمان حال ساده, simple present,
نویسنده: کیوان
| 1. برای بیان مفهوم عمومیت در زمان |
| در چنین کاربردی، زمان حال ساده معمولاً "بدون زمان" است. نقطه انتهایی در زمان ندارد و می تواند گذشته، حال و آینده را در برگیرد. اغلب در برگیرنده تکرار است؛ یعنی رویدادی که پیش از این تکرار شده و پس از این هم می تواند تکرار شود. |
| کاربرد بدون زمان حال ساده برای صحبت در مورد گزاره های عمومی مناسب است. چنین گزاره هایی می توانند طیف وسیعی از واقعیت ها را از یک حقیقت جهان شمول گرفته تا حالت های تعمیم یافته منفرد شامل شود. در زیر نمونه هایی از این حالت های تعمیم یافته آورده شده اند: |
| حقیقت های عمومی: در بر گیرنده اصول و قوانین علوم اجتماعی و فیزیکی است. |
| The earth revolves around the sun. |
| The sun rises in the east and sets in the west. |
|
Children lea faster when their needs and interests are provided for. |
| عادت: در بر گیرنده اعمال عادتی ملل، گروه ها، جوامع و افراد است که به همراه یک عبارت نشانگر تعداد دفعات بکار برده می شود: |
| The English frequently drink tea in the afteoon. |
| The members of our club play teis once a week. |
| I always take* my umbrella with me when it rains. |
| به همراه قیدهای تکرار مانند always, forever, continually, perpetually اغلب زمان استمراری مورد استفاده قرار می گیرد تا پیوستگی عمل مورد تأکید قرار گیرد. |
| گاهی اوقات در چنین جملاتی عبارت های نشانگر تعداد دفعات تکرار شده بکار برده نمی شوند: |
| The English drink tea in the afteoon. |
| The members of our club play teis. |
| I take my umbrella with me when it rains. |
برچسب: simple present, حال ساده,
نویسنده: کیوان

برچسب: زمان های شش گانه ,
نویسنده: کیوان
رابطه موجود بین شش زمان را می توان به شکلی که در تصویر 1-4 نشان داده شده بیان کرد. توجه داشته باشید که در اینجا ما زمان گذشته داریم و دو زمان آینده. همینطور توجه داشته باشید که گذشته کامل در ارتباط با گذشته است و زمان حال کامل در ارتباط با زمان حال است. زمان آینده کامل نیز به زمان آینده ارتباط دارد.
برچسب: زمان افعال, شش زمان,
نویسنده: کیوان
| come | came | come |
| become | became | become |
| overcome | overcame | overcome |
| run | ran | run |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| beat (beaten برای بخش سوم) |
| bet (betted برای بخش سوم) |
| bid (در مفهوم پیشنهاد برای مزایده) |
| broadcast (broadcasted برای بخش دوم و سوم) |
| burst |
| cast |
| cost |
| cut |
| fit (fitted برای بخش دوم و سوم) |
| hit |
| hurt |
| knit (knitted برای بخش دوم و سوم) |
| let |
| put |
| quit (quitted برای بخش دوم و سوم) |
| read |
| rid (ridded برای بخش دوم و سوم) |
| set |
| shed |
| shut |
| slit |
| spit (spat برای بخش دوم و سوم) |
| split |
| spread |
| sweat (sweated برای بخش دوم و سوم) |
| thrust |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| قسمت دوم و سوم فعل | فرم ساده فعل |
|
1. افعالی که از الگوی HANG, HUNG تبعیت می کنند |
|
| clung | cling |
| dug | dig |
| flung | fling |
| hung* | hang |
| slung | sling |
| slunk | slink |
| spun | spin |
| stuck | stick |
| stung | sting |
| struck* | strike |
| strung | string |
| swung | swing |
| wrung | wring |
| *زمانی که hang به معنی "به دار آویختن" باشد، حالت hanged در مورد گذشته و بخش سوم بکار می رود. stricken قسمت سوم strike است که در حالت های صفتی مورد استفاده قرار می گیرد: conscience-striken, terror-striken, striken with disease. | |
|
2. افعالی که از الگوی FEED, FED تبعیت می کنند |
|
| bled | bleed |
| bred | breed |
| fed | feed |
| fled | flee |
| led | lead |
|
pled (pleaded) |
plead |
|
sped (speeded) |
speed |
|
3. افعالی که از الگوی FEEL, FELT تبعیت می کنند |
|
| crept | creep |
|
dreamt (dreamed) |
dream |
| felt | feel |
| kept | keep |
|
knelt (kneeled) |
kneel |
| leapt | leap |
| left | leave |
| meant | mean |
| met | meet |
| slept | sleep |
| swept | sweep |
| wept | weep |
|
4. افعالی که از الگوی BRING, BROUGHT تبعیت می کنند |
|
|
besought (beseeched) |
beseech (ادبی) |
| brought | bring |
| bought | buy |
| caught | catch |
| fought | fight |
| sought | seek |
| taught | teach |
| thought | think |
|
5. افعالی که از الگوی BEND, BENT تبعیت می کنند |
|
| bent | bend |
| lent | lend |
| rent | rend |
| sent | send |
| spent | spend |
|
6. افعالی که از الگوی BIND, BOUND تبعیت می کنند |
|
| bound | bind |
| found | find |
| ground | grind |
| wound | wind |
|
7. افعالی که از الگوی PAY, PAID تبعیت می کنند |
|
| laid | lay |
| mislaid | mislay |
| paid | pay |
| said | say |
|
8. افعالی که از الگوی SELL, SOLD تبعیت می کنند |
|
| sold | sell |
| told | tell |
|
9. حالت های دیگر |
|
| abode |
abide (ادبی) |
| built | build |
|
clad (ادبی) (clothed) |
clothe |
| had | have |
| heard | hear |
| held | hold |
|
beheld |
behold |
|
withheld |
withhold |
| lit | light |
| lost | lose |
| made | make |
| shone* | shine |
|
shod (shoed) |
shoe |
| shot | shoot |
| sat | sit |
| slid | slide |
| stood | stand |
|
understood |
understand |
|
withstand |
withstand |
| won | win |
| * از فعل shined معمولاً در حالت متعدی فعل استفاده می شود: The boy shined his shoes. | |
برچسب:
نویسنده: کیوان
گروهی از افعال هستند که فرم آنها در حالت های مختلف نسبت به الگوی غالب افعال متفاوت است. برای استفاده از آنها در زمان های مختلف زبان آموز باید بخش های مختلف آنها را بشناسد. بخش اول این افعال "بخش ساده" (simple form) نامیده می شود، بخش دوم "زمان گذشته" (past) و بخش سوم "صفت مفعولی" (past participle) است. بنابراین بخش های فعل باقاعده offer بصورت offer, offered, offered (offering) است
برچسب: افعال بیقاعده,
نویسنده: کیوان
| تعداد اشکال اشتقاقی که مشخص کننده افعال هستند محدود است. این اشکال به پسوندهایی مانند en-, -ize, -fy, ate و پیشوندهایی مانند -en و -be محدود می شوند. این پیشوندها و پسوندها اغلب به اسم ها و صفت ها اضافه می شوند و اغلب حالت سببی به آنها می دهند. | ||||||||||||
|
||||||||||||
برچسب: اشکال اشتقاقی افعال,
نویسنده: کیوان
| از بسیاری از افعال خبری برای حالت شرطی استفاده می شود، ولی زمانی که بیان می کنند یکسان نیست. اشکالی که در حالت شرطی مورد استفاده قرار می گیرند، عبارتند از: | ||||||||||||
|
||||||||||||
برچسب: Subjunctive mood,
نویسنده: کیوان
| در این حالت، فرم ساده فعل برای بیان درخواست، دستوردادن یا صدور دستورالعمل مورد استفاده قرار می گیرد. |
| 1. دوم شخص مفرد و جمع |
| Open the door. |
| Don't open the door. (منفی) |
| 2. اول شخص و دوم شخص با هم |
|
Let's open the door. |
|
Let's not open the door. (منفی) |
| غیر از don't و let's تنها کلماتی که می توانند قبل از فعل منفی قرار گیرند، عبارتند از: |
| 1. یک قید تکرار |
| Always open that door slowly. |
| Don't ever open that door. |
| 2. یک اسم در نقش منادا |
| Robert, open the door. |
|
چنانچه درخواست در جمله ای کوتاه مطرح شود، اسم می تواند در انتهای جمله نیز بکار رود: Open the door, Robert. |
| 3. یک ضمیر، علی الخصوص you |
| To get there, you tu right at the bridge. |
| Don't you listen to him. |
| Everyone, listen to me. |
| در بسیاری موارد جمله ای با you به همراه یک فعل کمکی (که معمولاً modal است) معادل جمله در حالت امری است |
| You must tu right at the bridge. |
| You shouldn't listen to him. |
| You will deliver this package at once. |
| do به منظور تمنا و التماس |
| Do be careful. |
| Do drive slowly. |
| برخی از عبارت ها به منظور افزودن به میزان مؤدبانه بودن جمله مورد استفاده قرار می گیرند. |
برچسب: حالت امری,
نویسنده: کیوان
اغلب گفته می شود که حالت فعل به وضعیتی اشاره می کند که ما در مورد نهاد حس می کنیم. شاید بهتر باشد بگوییم که حالت فعل به فرم خاص فعل اشاره دارد که بیانگر دستور یا تقاضا است (حالت امری) یا نشانگر غیر واقعیت، آرزوها، حدس ها یا اضطرار عمل (حالت شرطی). وجه خبری تمامی گروه های دیگری را در بر می گیرد که در تقسیم بندی بالا جای نمی گیرند.
وجه در زبان انگلیسی به معلوم یا مجهول بودن فعل اشاره دارد. از وجه مجهول زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم در مورد انجام یک عمل بصورت عادی صحبت کنیم؛ به این معنی که "کننده کار" فاعل (نهاد) جمله است و "دریافت کننده عمل" مفعول جمله محسوب می شود. در جملات مجهول همان عمل بصورت غیرمستقیم مورد اشاره قرار می گیرد؛ به این مفهوم که "دریافت کننده عمل" در ابتدای جمله ودر جایگاه نهاد جمله قرار می گیرد و فاعل اصلی (کننده کار) در انتهای جمله و مفعول حرف اضافه by می شود.
برچسب: وجه افعال,
نویسنده: کیوان
با بررسی اشکال مختلف فعلی متوجه می شویم که در ساختار فعل اصلی (و نه ترکیب فعل اصلی و کمکی) تنها چهار شکل وجود دارند: open, opens, opening, opened. در زمان اضافه کردن پسوندهای s, ed, ing به آخر افعال باید به شکل املای کلمات باید نوجه شود.
برچسب:
نویسنده: کیوان
کاربرد افعال |
|
فعل مرکز دستوری جمله محسوب می شود. گاهی اوقات این بخش مرکزی تنها نقش ایجاد ارتباط را بازی می کند و گاهی اوقات به جهت معنایی مهمترین بخش گزاره است که انجام فعلی را نشان می دهد. اهمیت فعل به شکلی است که دیگر بخش های جمله (فاعل، مفعول، مکمل) در ارتباط با آن تعریف می شوند. |
| جایگاه قرارگیری فعل |
|
در جمله های خبری فعل بعد از نهاد جمله و قبل از مفعول و مکمل قرار می گیرد. در اکثر جمله های پرسشی و در ابتدای برخی از جمله واره هایی که با قیدی منفی آغاز می شوند، فعل قبل از نهاد قرار می گیرد. (برای اطلاع بیشتر به بخش جایگاه اسم ها در جمله رجوع کنید.) |
| شکل گرامری افعال |
|
شکل گرامری فعل اغلب در ارتباط با زمان فعل مورد بحث قرار می گیرد. توصیف شکل فعل در ارتباط با تفسیر زمان در جمله دستخوش تغییر می شود. زمان فعل رویکرد گوینده یا نویسنده جمله را نسبت به انجام عمل و نحوه برخورد با آن در ارتباط با زمان نشان می دهد. زمان ها را به سه گروه اصلی گذشته، حال و آینده تقسیم می کنند. هر یک از این سه زمان اصلی دارای چهار زیربخش هستند: ساده (simple)، استمراری (continuous, progressive)، کامل (perfect) و کامل استمراری (perfect continuous). هر یک از این اشکال، زمان را در ارتباط با نقطه ای خاص در گذشته، حال یا آینده تبیین می کنند. پسوندها و افعال کمکی در شکل گیری زمان های متفاوت ایفای نقش می کنند. |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| فرم این افعال تحت تأثیر کاربردی است که این افعال در جمله دارند. یک فعل محدود فعل اصلی است که با یا بدون فعل کمکی مورد استفاده قرار می گیرد و یک فعل کامل محسوب می شود.تمامی ویژگی هایی که ممکن است یک فعل را محدود کنند مانند شخص، تعداد، زمان، وجه و غیره در آن دیده می شوند. |
| افعال نامحدود افعالی هستند که شکل کاملی ندارند و نقش دیگری غیر از فعل در جمله به عهده می گیرند. آنها می توانند دارای شکل مصدر با to (فرم ساده فعل + to)، وجه مصدری گذشته (شکل دارای ed-) یا وجه مصدری حال (شکل دارای ing-) باشند. بنابراین در جمله The boy talking to to the teacher is my brother کلمه talking یک اسم (اسم مصدر) است که به عنوان مفعول مورد استفاده قرار گرفته است. افعال نامحدود که گاهی اوقات مشتق فعلی (verbal) نامیده می شوند محدودیت شخص و تعداد را ندارند ولی دارای وجه و مفهومی از زمان هستند. |
| یک تقسیم بندی دیگر افعال می تواند افعال مرکب باشد. این افعال از ترکیب حداقل دو کلمه مجزا تشکیل می شوند که یک واحد معنایی محسوب می شوند. |
برچسب: افعال محدود(Finite), نامحدود (Non,Finite),
نویسنده: کیوان
| ممکن است برای ایجاد یک عبارت فعلی دو یا چند کلمه با یکدیگر ترکیب شوند. اولین بخش این عبارت فعلی، فعل کمکی (auxiliary verb) نامیده می شود و دومین بخش آن فعل واژگانی (lexical verb). فعل واژگانی (فعل اصلی) بار اصلی معنایی فعل را به همراه دارد. فعل کمکی به فعل اصلی اضافه می شود و یکی از دو کارکرد زیر را داراست: |
| (1) یک عنصر ساختاری است که نشان دهنده تفاوت در زمان، وجه، حالت و جنبه فعل است یا در سؤالی کردن و منفی کردن فعل کاربرد دارد. |
| (2) دارای طیف معنایی مانند توانایی، احتمال و التزام است که به مفهوم فعل اضافه می شود (خاص افعال کمکی modal). |
| برخی از افعالی که بصورت کمکی مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است بصورت فعل اصلی هم بکار گرفته شوند: be, have, do. دیگر افعال تنها کارکرد کمکی دارند و باید به همراه یک فعل اصلی بکار روند: shall, will, can, must, may, should, would, could, might. |
برچسب: افعال انعکاسی ,Reflexive Verbs,
نویسنده: کیوان
| افعال متعدی در جمله مفعول مستقیم می گیرند (He is reading a book)؛ افعال لازم مفعول نمی گیرند (He is walking in the park). تنها افعال متعدی را می توان بصورت مجهول استفاده کرد (The book was retued by him quickly). تمام افعال ربطی فعل لازم محسوب می شوند. | ||||
| افعال متعدی ممکن است بیشتر از یک مفعول داشته باشند: | ||||
|
||||
| برخی از افعال متعدی نه تنها مفعول، بلکه عبارت قیدی (معمولاً نشانگر زمان) هم بعد از خود می گیرند. افعال put, place, lay از این دست افعال هستند. | ||||
|
She put the money in the safe. |
||||
|
بسیاری از افعال هم بصورت متعدی (He was writing a letter) و هم بصورت لازم (He was writing at the library) بکار برده می شوند. برخی از افعال تنها بصورت متعدی بکار می روند مانند: have, like, need, owe, remember. |
برچسب: transitive, intransitive,
نویسنده: کیوان
فعل گزاره ای کلمه اصلی بخش گزاره است که اطلاعاتی را در مورد نهاد در اختیار ما قرار می دهد. فعل گزاره ای را فعل کنشی (action verb) نیز می نامند(babies cry; She wrote a letter)، ولی این افعال در برگیرنده تمامی افعال غیرکنشی غیر از افعال ربطی نیز هستند (مانند: I remember him; She wrote a letter).
برچسب:
نویسنده: کیوان
فعل پیچیده ترین جزء کلام است. ترتیب چیدمان آن با اسم ها بیانگر نوع جمله است: خبری (statement)، پرسشی (question)، امری (imperative)، تعجبی (exclamation). فعل نیز مانند اسم دارای ویژگی های شخص و تعداد است. ویژگی های نیازمند تطابق اسم و فعل است. ولی فعل چند ویژگی مختص خود را نیز داراست که هیچیک از اجزاء دیگر از آن برخوردار نیستند. این ویژگی ها به شرح زیر هستند:
برچسب: افعال Verbs,
نویسنده: کیوان
ضمیرها با ایجاد ارتباط بین بخش هایی خاص از جمله موجب انسجام بیشتر متن می شوند. البته از آنجایی که ضمیرها خیلی زود به ذهن ما خطور می کنند، این خطر وجود دارد که آنها را به نادرستی مورد استفاده قرار دهیم. ذکر مراجع ضمیرها بصورت مبهم مسئله ای است که در جمله های گفتاری نادیده گرفته می شود، ولی در جمله های نوشتاری چنین نیست و تا حد ممکن باید از آن پرهیز کرد. به همین دلیل در اینجا به تعدادی از مواردی که در آن مرجع ضمیر بدرستی مشخص نشده است، توجه می کنیم.
برچسب: مرجع ضمیر,
نویسنده: کیوان
ضمیرها با ایجاد ارتباط بین بخش هایی خاص از جمله موجب انسجام بیشتر متن می شوند. البته از آنجایی که ضمیرها خیلی زود به ذهن ما خطور می کنند، این خطر وجود دارد که آنها را به نادرستی مورد استفاده قرار دهیم. ذکر مراجع ضمیرها بصورت مبهم مسئله ای است که در جمله های گفتاری نادیده گرفته می شود، ولی در جمله های نوشتاری چنین نیست و تا حد ممکن باید از آن پرهیز کرد. به همین دلیل در اینجا به تعدادی از مواردی که در آن مرجع ضمیر بدرستی مشخص نشده است، توجه می کنیم.
برچسب: مرجع ضمیر,
نویسنده: کیوان
|
اشکال ever- در جمله واره های اسمی قرار می گیرند که از جملات پرسشی مشتق می شوند. آنها همچنین بیانگر ایده " مهم نیست چه کسی، چه چیزی، کدام یک" به شکلی مبهم تر از موارد مشابه هستند. وجود ever- در مورد ضمیری که به شخص اشاره دارد، ضروری است. ولی در مورد اشخاص استفاده از آن اختیاری است. |
|
1. ضمیرهایی که به اشخاص اشاره دارند |
| Whoever broke the window must pay for it. |
| He tells the same story to who(m)ever he meets. |
| We'll employ whichever boy the agency sends us. |
| 2. ضمیرهایی که به اشیاء اشاره دارند |
| What(ever) is worth doing at all is worth doing well. |
| I'll do what(ever) you say. |
| You may have either of these books, whichever you prefer. |
| whosoever و whatsoever در جمله واره های اسمی اشکال قدیمی تری هستند که امروزه می توان آنها را در کتاب های مذهبی یافت. |
|
We will preach whatsoever is written in the Holy Book of whosoever will listen. |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| فرم ever- در جمله واره های قیدی بیانگر ایده "مهم نیست چه کسی، چه چیزی، کدام یک" است. |
|
Whatever happens, remember that your mother and father love you. |
| Whoever knocks at the door, don't open it. |
| Whichever college she chooses, she will still have to live away from home. |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| اشکال تعمیم دهنده whoever, whatever, whichever در جملات پرسشی و منفی، در جمله واره های قیدی و اسمی مورد استفاده قرار می گیرند. |
اشکال ever- به عنوان تشدیدکننده |
| این ترکیب تأکید بیشتری بر کلمات پرسشی دارد. این ترکیبات می توانند معادل عبارت هایی مانند in the world باشند (که تأکیدی هستند). |
|
Who (ever) (یا who in the world) told you to do such a thing? |
|
Whatever happened to those pleasant people who used to live next door to you? |
|
What (ever) did you say to upset her so much? |
What(so)ever به عنوان تشدید کننده در جملات منفی |
| whatever تشدید بیشتری به جمله منفی می دهد. تأکید Whatsoever حتی نسبت به whatever نیز بیشتر است. |
|
I have no money whatever (یا whatsoever). |
|
We know no one whatever (یا whatsoever) in this town. |
|
He doesn't understand any English whatever (یا whatsoever). |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| این نوع از توصیف با قرار دادن صفت یا ساختار توصیفی قبل از اسم تفاوت هایی دارد: (1) پس از ضمیر یک عبارت یا جمله واره قرار می گیرد؛ (2) ممکن است ضمیر حذف نشود؛ (3) در بسیاری از موارد the قبل از one یا ones قرار می گیرد؛ (4) در مورد حالت جمع those و the ones می توانند به جای یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند؛ (5) در برخی از موارد ضمیرغیرشخصی that می تواند به عنوان ضمیر جمع مورد استفاده قرار گیرد. |
|
Do you see those men over there? The one with a gray hair is my father. |
|
I must sort through my clothes. I'll keep the ones (یا those) that are too small. |
| حالت های ضمیری که در زیر آمده اند، در حالت های مقایسه بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. |
| Our new television set is more expensive than the one we had before. |
| The people in this town are less helpful than those (یا the ones) in the first town we visited. |
برچسب:
نویسنده: کیوان
| one و ones تنها به همراه اعداد ترتیبی و با next و last مورد استفاده قرار می گیرند. |
| Of the speakers, only the first (one) was interesting. |
| The second and the third (ones) were boring. |
| I want the fifth volume, not the fourth (one). |
| اعداد اصلی همانند اسم های توده ای به تنهایی مورد استفاده قرار می گیرند: I ordered five lamps, not six. |
| نکته: جمله هایی را که با اضافه کردن وابسته اسمی و one و عبارت دارای of ساخته می شوند، می توان به دو شکل دیگر نوشت. |
| Which one of the clerks can wait on me? |
| Which of the clerks can wait on me? |
| Which clerk can wait on me? |
| Any (یا either, neither, each) one of the clerks can help you. |
| Any of the clerks can help you. |
| Any clerk can help you. |
برچسب: اعداد (Numerals),
نویسنده: کیوان
|
Another (one), any (one), each (one), either (one), every one, neither (one), the other (one/ones) |
| Every حتماً باید همراه one باشد. فقط the other است که بصورت مفرد و جمع بکار برده می شود. |
| This cup isn't clean. Please give me another (one). |
| We can seat you at a table in the back. The other ones ( یا the others) are all occupied. |
| I'll check on every one (=each one) of the tickets. |
برچسب: Indefinite Quantity,
نویسنده: کیوان